أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

398

تجارب الأمم ( فارسى )

على بن بويه به شيراز درآمد [ 1 ] . پيش آمدهاى شگفت‌انگيز در آنجا براى او رخ داد كه به استوارى دولت وى كمك مىداد ، يكى آنكه : هنگامى ياران او گرد آمده ، خواستار مال شدند ، و او چون نيك انديشيد ، ديد آنچه دارد ايشان را بسنده نيست ، او در لب پرتگاه از همپاشيدگى است . دلش به شور افتاده ، سخت اندوهگين شد . در آنگاه * كه در اطاق نشيمن ياقوت به پشت دراز كشيده ، مىانديشيد ، مارى را ديد كه از گوشه‌اى از سقف بيرون شده به سوراخى ديگر در شد ، او از ترس آنكه مبادا ، در هنگام خواب بر سر او افتد ، به خدمتگزاران دستور داد ، نردبان آورده ، مار را از آن سوراخ بيرون اندازند ، چون ايشان بالا رفته به جستجو پرداختند ، ديدند آن سوراخ به اطاقكى در ميان دو سقف مىپيوندد ، چون به او گفتند دستور داد ، آن را باز كرده ديدند ، چندين صندوق پول و ريخته‌گرى در آنجا هست كه پانصد هزار دينار ارزش دارد . او برخاست و نشست و آنها را پيش رويش نهادند و با خشنودى حقوق مردان خود را از آن پرداخته ، دولت را از لب پرتگاه به جائى استوار رسانيد . ابو احمد فضل بن عبد الرحمان شيرازى [ 2 ] حكايت مىكرد كه على بن بويه [ در شيراز ] خواست پوشاكى براى خود ببرد . پس درزيگرى ماهر خواست و درزيگر ياقوت را براى او ياد كردند ، دستور داد او را آوردند . او كه از گوش كر بود ، گمان كرد ، گزارشى از سپرده‌هاى ياقوت نزد او دارند . و براى آن خواسته شده است . همين كه با وى به سخن آغازيد درزيگر سوگند ياد نمود كه ، نزد من جز دوازده صندوق ننهاده ، كه نمىدانم در آنها چيست ! ! على بويه در شگفت شده ، كس با او فرستاده ، آنها را آوردند و در آنها دارائى فراوان و پوشاك بسيار يافت .

--> [ ( 1 - ) ] M : گشودن بويئيان شيراز را روز شنبه 20 ج 2 - 322 بود . چشم‌گير است كه سپاه بغداد و سردار سريانى نژادش ياقوت چنان منفور بودند كه در برابر على بن بويه كه خود از مرداويج ترسيده و گريخته بود مقاومت نمىتوانست كرد . ن . ك : خ 5 : 436 . [ ( 2 - ) ] M : اين مرد كه مشكويه از او نقل مىكند پسر عبد الرحمان شيرازى است كه به سال 297 دبير سبكرى كارگزار فارس بوده است . ( خ 5 : 76 ) .